• تیم محتوای وبپیما
  • شنبه 18 بهمن 1404
  • 14 دقیقه

ملاقات با مرضیه برومند، بانوی همیشه جوان - نماد زنی قوی، شاد و قابل اطمینان

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر وبپیما به نقل از همشهری - همشهری آنلاین: نخستین تصویری که از او در سینمای ایران ثبت شده بازی در نقش پرستاری متفاوت در بیمارستانی فسادزده به کارگردانی داریوش مهرجویی فقید بود و حالا ۵۰سال بعد او خود را به دست کارگردانی سپرده که داستان هایی با قهرمانی خودش درباره روزمرگی و تباه شدگی روزانه روایت می کند.

انتخاب برومند برای حضور در چنین پروژه ای هرچه باشد هوش سازنده دهه شصتی ما را برجسته می کند و البته مضمونی مناسب برای نویسنده این نوشته کوک. مرضیه برومند هرگز بازیگر پرکار و بازیگری برایش سرنوشت نبوده اما حضورش در سومین فیلم معتمدی ما را یک راست متوجه آن چیزی می کند که به خاطر آن مرضیه در میان همه کارگردانان زنی که از خود رد اثری در تلویزیون و تیتراژ برنامه های تلویزیونی گذاشته اند شاخص و مشخص باشد. مرضیه برومند، ستاره زنان کارگردان در سینماست. این ستایش را تاریخ نصیب او کرده است. تاریخ بی رحم و فراموشکاری که میلیون ها اسم را پاک می کند در برابر این مرضیه راضی به فراموشی نیست. احترام او همیشه واجب بوده و خدشه ای به آن وارد نخواهد شد.

او با سابقه بازیگری در سریال های کودکان همچون «کدوی تنبل» به کارگردانی رضا بابک و سریال های بزرگسالان همچون «سلطان صاحبقران» به کارگردانی علی حاتمی در دهه ۱۳۶۰خودش را در مدرسه و شهر موش ها به مدیران جوان جام جم معرفی کرد؛ زنی قوی که نگاهی باطراوت به زندگی دارد. آب زمزم برای رسانه ای که در دوران جنگ نیازمند انتشار پیام های اخلاقی اما جذاب برای مخاطبان کودک و نوجوانی بود که سرگرمی ای به جز مبله های سیاه و سفید توشیبا و گروندیک نداشتند.

۳سریال برومند در این دوران برای کودکان و بزرگسالان رسانه تلویزیون اعتماد به نفس برنامه سازی را به تولیدکنندگان برنامه های رایج آنتن پرکن بازگرداند. احساس اهمیت کارهای نمایشی بیش از اخبار و تحلیل های سیاسی با برومند به راهروهای ساختمان تولید بازگشت. مدرسه موش ها، خونه مادربزرگه و شاهکار بزرگ آرایشگاه زیبا؛ داستان هایی درباره عروسک ها و آدم هایی که باید برای کارهای بزرگ تربیت بشوند. شخصیت هایی که عواطف روی دست مانده خود را در روزمرگی بیان نمی کنند و مجبور می شوند راه نزدیک دوستی را به راه پرپیچ و خم و صعب دوست یابی ترجیح بدهند.

روزمرگی رمز موفقیت برومند بود. درحالی که برنامه های تلویزیون در خلف حماسه های پی درپی به تکرار افتاده بودند، برومند از متن تکراری ترین رویدادهایی که هرگز خبر نمی شوند، راهی به سوی معمای خوشبختی می کوبید. از جوجه های خانه مادر بزرگ تا اسد خمارلو به دنبال پناهگاهی برای خود بودند. پنجه های مخمل و زخمه های تجرد همه تهدیدهای روزمرگی هستند و روزمرگی مضمون ابدی تلویزیون بوده و خواهد بود.

برومند در دهه ۱۳۷۰ایده مقابله با روزمرگی را در سریال های دیگر پرورش داد. نویسندگان و بازیگران و عروسک های جوان و تازه را به کار گرفت و با شلاق کارآمدی و اخلاق شایسته سالاری قسمت به قسمت تا به تا، هتل، تهران ۱۱و کارآگاه شمسی تحویل آنتن داد. برومند در این دوره بازی را به رقیبان تازه نفس هرگز نباخت. کار را برخود و عوامل سخت کرد و درک متفاوتی از داستان سازی برای تلویزیون از خود بروز داد. الگوی جونم برات بگه را با حربه طنز نه با خدعه آب بستن به سلامت در قراردادهای سریال سازی تلویزیون به کار برد. بازی های درجه یکی از انبوه بازیگران جوان و باتجربه ثبت کرد. او برای تلویزیون ایرانی همچون آگاتا کریستی برای ادبیات معمایی بریتانیا نقش آفرینی کرد. کارآگاه شمسی و مادام هرچه نباشد تکخالی است برای همیشه با پری امیر حمزه و دستیارش فرزند یکی از نمادهای بازیگری در همه دوران: لوریک میناسیان فرزند آرامائیس هوسپیان، آرمان بزرگ. مرضیه برومند با چنین میراث بزرگی در برابر ماست.

فتح روزمرگی با روایت کار بزرگی که فقط از بزرگان استخوان خردکرده در زندگی برمی آید. آنهایی که مهارت زندگی کردن با طراوت جوانی ابدی تجربه می کنند. مرضیه برومند همیشه برای ما زنی قوی، شاد و قابل اطمینان باقی خواهد ماند. او به لطف داستان هایی که خوب تعریف کرده به این شمایل دست یافته است. در پنجمین روز جشنواره بازگشتش را به بازیگری تماشا می کنیم. او همیشه ما را زمانی که صرف او کرده ایم خشنود می کند.

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و وبپیما صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.


منبع: همشهری آنلاین